السيد الخميني ( مترجم : تنظيم ونشر آثار امام )
245
تحرير الوسيله ( فارسى )
و جادهها و امثال اينها پيدا كند بايد براى كسى كه در آنجاها وجود دارد ، تعريف كند ، حتى اگر قافلهاى از آنجا گذشته است بايد پشت سرشان برود تا در ميان آنها تعريف كند ، پس اگر مالك را در ميان آنها پيدا نكرد ، تعريف آن را در شهرهاى ديگر ؛ هر شهرى كه بخواهد - از شهرهايى كه احتمال مىدهد صاحب آن در آنجا باشد - تمام مىنمايد . و سزاوار است كه در نزديكترين شهر به آنجا باشد و در صورت امكان الاقرب فالاقرب باشد . مسأله 21 - كيفيت تعريف اين است كه منادى بگويد : چه كسى طلا يا نقره يا لباسش گم شده است ؟ و الفاظى كه شبيه آن مىباشد به لغتى كه اكثراً آن را مىفهمند . و جايز است كه بگويد : چه كسى از او چيزى يا مالى گم شده است ؟ بلكه چه بسا گفته شده : اين طور احوط و اولى است . پس اگر كسى ادعا كند كه از او گم شده است ، بايد خصوصيات و صفات و علامات آن را از ظرف و دوخت و ساخت آن ، از او بپرسد و امورى كه اطلاع داشتن غير مالك بر آن بعيد است از قبيل تعداد آن و زمان و مكان گم شدن آن و غير آن را بپرسد ، پس اگر صفات و خصوصياتى را كه ذكر كرده با خصوصياتى كه در آن مال وجود دارد موافقت كند ، تعريف آن تمام است و جهل او به بعضى از خصوصياتى كه مالك غالباً اطلاع و توجه به آنها ندارد مگر به ندرت ، ضرر نمىرساند . مگر نمىبينى كتابى را انسان مالكش است و آن را مدت طولانى قرائت و مطالعه مىكند ، ولى غالباً عدد اوراق و صفحات آن را نمىداند ؟ پس اگر مثل اين را نداند ، ليكن صفات و علامات ديگرى را كه بر مالك مخفى نيست توصيف نمايد ، در تعريف و توصيف آن كفايت مىكند . مسأله 22 - اگر لقطه قابل تعريف نباشد ، به جهت اينكه داراى علامت و خصوصيات ممتازى از غير آن نباشد تا مدّعى آن ، آن را به وسيلهء آنها توصيف نمايد و ملتقط آنها را از مدعى سؤال كند - مانند يك دينار از دينارهاى متعارف كه در كيسه نباشد و شكسته نباشد - تعريف آن ساقط است . و در اين صورت آيا بين امور سهگانهء گذشته بدون تعريف ، مخير است ، يا با آن معاملهء مجهول المالك مىشود كه در نتيجه صدقه دادن آن متعين مىگردد ؟ دو وجه است كه احوط ( وجوبى ) دومى آنها است . مسأله 23 - اگر دو نفر يك لقطه را بيابند ، پس اگر كمتر از يك درهم باشد براى آنها در